تبليغاتX
(ahle-sonnat.com) اهل سنت خراسان جنوبی
در رسانیدن پیام مردم بی دفاع غزه به گوش جهانیان یاریگرمان باشید---------آخرین اخبار غزه ------------فجایع صهیونیست ها ----- مردم بی دفاع

منتظر نظرات سازنده شما هستیم.ضمناً نظراتی که در این قسمت نوشته شوند بدون نمایش فقط برای مدیر این پایگاه ارسال خواهند شد اگر می خواهید که نظرات شما نمایش داده شوند در هر پست روی قسمت نظر دهید کلیک کنید.پس از ارسال نظر با فشردن کلید برگشت به این صفحه بازخواهید گشت.
* نام و نام خانوادگی :
* آدرس ایمیل:
موضوع پیام:

(1) ـ اهميت و تعريف آن:

ايمان به پيامبران عليهم السلام: يكي از اركان (ششگانه) ايمان است كه ايمان بندة مسلمان بدون آن كامل نمي شود.ايمان به پيامبران عليهم السلام عبارت از اعتقاد جازم به اين امر است كه خداوند پيامبران و رسولاني دارد كه جهت تبليغ و رساندن دستوراتش آنانرا برگزيده است، كسي كه از آنان پيروي كند رستگار مي شود و كسي كه نافرماني شان كند خوار و ذليل مي گردد، و اينكه آنان آنچه از سوي خدا بر آنان نازل  شده بود به بهترين و كاملترين وجه رسانده اند و امانت را ادا كرده و امتشان را نصيحت كرده و در راه خدا به حق جهاد كرده و اقامة حجت فرموده اند، و از آنچه كه براي تبليغ آن فرستاده شده اند ذره اي  تغيير نداده و تبديل و كتمان نكرده اند.

همچنين به تمام آنان ايمان داريم، چه كساني كه خداوند از آنان نام برده و چه كساني كه نام نبرده است، كما اينكه هر پيامبري درباره پيامبر بعد از خود مژده مي دهد و پيامبر بعدي، پيامبر قبلي را تصديق مي كند. توضيح اين مطلب را در كلام مقدس الهي ملاحظه كنيد:

( قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنْزِلَ إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسى َ وَعِيسَى وَمَا أُوتِيَ النَّبِيُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ[70] )

«بگوييد خدا وآنچه كه به ما فرو فرستاده شده و آنچه كه به ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و نوادگان يعقوب فرو فرستاده شده و آنچه كه به موسي و عيسي داده شده و (نيز) آنچه كه به (ديگر) پيامبران از سوي پروردگارشان داده شده است، ايمان آورده ايم. بين هيچ كس از آنان تفاوتي نمي گذاريم. و فرمانبردارِ او (خداوند) هستيم».

كسي كه يك پيامبر را تكذيب كند گويا تمام پيامبران را تكذيب كرده است، و كسي كه از يك پيامبر نافرماني كند گويا از تمام پيامبران نافرماني كرده است. چنانكه خداوند متعال مي فرمايد:

(إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَيُرِيدُونَ أَنْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ اللَّهِ وَرُسُلِهِ وَيَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَيُرِيدُونَ أَنْ يَتَّخِذُوا بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلاً أُولَئِكَ هم الْكَافِرُونَ حَقّاً وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَاباً مُهِينا)[71]

«به راستي آنان به خدا و فرستادگانش كفر مي ورزند  و ميخواهند در ميان خدا و فرستادگانش جدائي بيندازند و مي گويند به برخي ايمان مي آوريم و برخي (ديگر) را انكار مي كنيم و مي خواهند بين اين (و آن) راهي برگزينند اين گروه در حقيقت كافرند و براي كافران عذابي خوار كننده آماده ساخته ايم».

 (2) ـ حقيقت نبوت:

             نبوت واسطه بين خالق و مخلوق در تبليغ شريعت اوست، كه خداوند بر هر كسي بخواهد منت مي گذارد و هر كسي را بخواهد از ميان مخلوقاتش (بندگانش) بر مي گزيند، هيچ كس ديگري غير از ذات پاك او اختياري در اين باره ندارد لذا مي فرمايد:

(اللَّهُ يَصْطَفِي مِنَ الْمَلائِكَةِ رُسُلاً وَمِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ  سَمِيعٌ بَصِيرٌ[72])           

«خداوند از فرشتگان و (نيز) از مردمان رسولاني بر مي گزيند، خداوند شنواي بيناست»

نبوت بخشيده مي شود كسب نمي شود، با كثرت طاعت و عبادت بدست نمي آيد، و نه با اختيار پيامبر يا طلب او، اين فقط انتصابي است كه هر كسي را خداوند متعال بخواهد بر مي گزيند، لذا مي فرمايد:

(اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشَاءُوَ يَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيب [73]) 

« خداوند به سوي (حقيقت) خويش هر كس را كه بخواهد بر مي گزيند و هر كس را كه رو به سوي او      مي نهد، به سوي خويش هدايت مي كند».

 (3) حكمت از فرستادن پيامبران:

اول: نجات دادن انسانها از عبادت و بردگي مخلوق و ترغيب آنان به سوي آزادي و پرستش خالق، چنانكه خداوند متعال مي فرمايد:

(وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ[74])       

«و تو را جز ماية رحمت براي جهانيان نفرستاده ايم».

دوم: شناساندن هدف يا انگيزة آفرينش انسانها به آنان، و بيان اينكه هدف آفرينش فقط يكتا دانستن و پرستش ذات باري تعالي است كه جز بوسيله پيامبران عليهم السلام كه خداوند خودش آنان را برگزيده و بر جهانيان برتري داده شناخته نمي شود، چنانكه     مي فرمايد:

]وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ[75])

« به يقين در ميان هر امتي رسولي را بر انگيختم (با اين دعوت) كه خداوند را بندگي كنيد و از طاغوت بپرهيزيد».

سوم: اينكه با فرستادن پيامبران بر انسانها اتمام حجت كند. لذا مي فرمايد:

(رُسُلاً مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزاً حَكِيما[76])              

« رسولاني مژده آور و بيم دهنده (فرستاديم) تا براي مردم پس از (ارسال) رسولان بر خداوند حجتي (در ميان) نباشد و خداوند پيروزمند فرزانه است».

چهارم: بيان بعضي غيبياتي كه انسانها نمي توانند  با عقل خودشان آنها را در يابند مانند اسمها و صفات خداوند، شناخت فرشتگان و روز آخرت وغيره.

پنجم: اينكه خداوند پيامبران را اخلاق فاضله وكامل عنايت فرموده و آنان را از هرگونه شبهات و شهوات پاك و معصوم قرار داده و سپس الگو و سرمشق  امت هايشان گردانيد. چنانكه       مي فرمايد:

(أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَده[77])

« اينان (پيامبران) كساني اند كه خداوند (آنان را ) هدايت كرده است، پس به شيوه آنان اقتدا كن».

 و مي فرمايد:

(لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ[78])

«براستي براي شما، در رسولِ خدا سرمشقي نيكو ست».

ششم: اصلاح و تزكيه و تطهير نفوس انسانها و بر حذر داشتن آنان از همة آنچه كه براي آنان عيب شمرده مي شود، چنانكه    مي فرمايد:

(هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ  يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَة[79] )

«اوست كه در ميان  درس ناخواندگان رسولي از خود آنان بر انگيخت كه آياتش را بر آنان مي خواند و آنان را پاك مي دارد و به آنان كتاب و حكمت مي آموزد».

رسول گرامي صلي الله عليه وآله وسلم مي فرمايند:

(انما بعثت لاتمم مكارم الاخلاق[80])

«جز اين نيست كه من مبعوث شده ام تا اينكه پايه هاي اخلاق را تكميل كنم».

 (4) مسؤليت انبياء عليهم السلام:

پيامبران عليهم السلام مسؤليتهاي بسيار والا و ارزشمندي دارند از جمله:

أ : تبليغ شريعت و دعوت مردم به سوي پرستش خداي يكتا و ترك پرستش غير او. چنانكه مي فرمايد:

(الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالاتِ اللَّهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلَّا اللَّهَ وَكَفَى بِاللَّهِ حَسِيباً[81])             

« (همان ) كساني كه پيامهاي خداوند را مي رسانند و از او مي ترسند و جز خدا از كسي نمي ترسند، و خدا ( به عنوان ) حسابرس، بس است».

ب: بيان آنچه كه خداوند بعنوان دين نازل فرموده، چنانكه مي فرمايد:

(وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ [82])

«و به تو قرآن نازل كرديم تا براي مردم روشن سازي آنچه را كه بر آنان فرو فرستاده شده است و باشد كه انديشه كنند».

ج : راهنمايي امت به سوي خير و باز داشتن آنان از هر گونه شر و بشارت دادن آنان به اجر و پاداش وآنان را ترساندن از سزا و عقاب چنانكه مي فرمايد: 

( رُسُلاً مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ[83])  

«رسولاني مژده آور و بيم دهنده».

د : اصلاح انسانها با رهبري پاك و الگوي نيك در گفتار و كردار. 

هـ : اقامت شريعت و تطبيق آن در ميان بندگان.

و : گواهي آنان در روز قيامت بر امت هايشان به اينكه آنان رسالت خويش را به بهترين وكامل ترين وجه ممكن رسانيده اند.

چنانكه خداوند متعال مي فرمايد:

( فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلاءِ شَهِيدا[84])

  «پس (حالشان) چگونه است، آنگاه كه از هر امتي گواهي (در ميان ) آوريم و تو را بر اين امت گواه بياوريم».

 (5) اسلام دين همه انبياء:

اسلام دين همه پيامبران ورسولان عليهم السلام است. چنانكه خداوند متعال مي فرمايد:

(إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْأِسْلامُ[85])

« بي گمان دين (حق) نزد خداوند، اسلام است».

همه انبياء عليهم السلام به سوي يكتا پرستي و ترك پرستش غير الله مي خوانند، اگر چه شرايع و احكام شان با هم متفاوت باشد اما در اصل كه توحيد است با هم متفقند چنانكه رسول گرامي صلي الله عليه وآله وسلم مي فرمايند:

(الانبياء إخوة لعلات[86])

«پيامبران با يكديگر مثل برادر مادري اند».      

 (6) پيامبران و علم غيب:

پيامبران عليهم السلام نيز انسانند و غيب نمي دانند، علم غيب از خصائص خداوند است و نه از صفات انبياء عليهم اسلام، زيرا آنان نيز مانند بقية انسانها، انسانند كه مي خورند و مي آشامند، و ازداوج مي كنند، و مي خوابند و مريض مي شوند و خسته       مي شوند. چنانكه خداوند متعال مي فرمايد:

]وَمَا أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا إِنَّهُمْ لَيَأْكُلُونَ الطَّعَامَوَيَمْشُونَ فِي الْأَسْوَاق[87])    

«و پيش از تو رسولاني نفرستاديم مگر آنكه (آنها هم مانند همه) خوراك مي خوردند و در بازارها راه           مي رفتند».

و مي فرمايد:

 (وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلاً مِنْ قَبْلِكَ وَجَعَلْنَا لَهُمْ أَزْوَاجاً وَذُرِّيَّةً[88])

« و به راستي پيش از تو رسولاني فرستاده ايم و براي آنان همسران و فرزنداني قرار داديم».

پس انبياء عليهم السلام نيز همانند ديگر انسانها غمگين مي شوند، خوشحال مي شوند، تلاش مي كنند نشاط و حركت دارند، فرق اين است كه آنانرا خداوند جهت تبليغ دينش برگزيده است و از غيب جز همان قسمتي كه خداوند آنانرا آگاه كند چيز ديگري نمي دانند. چنانكه مي فرمايد:

(عَالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَداً[89])

« (پروردگارم ) داناي غيب است، و كسي را بر غيب خويش آگاه نمي سازد مگر كساني از رسولاني را كه خود بپسندد. كه او پيشاپيش و پشت سر او نگهباني رهسپار مي كند».            

و مي فرمايد:

(قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ [90])

«بگو: من فقط بشري مانند شما هستم كه به من وحي  مي شود كه معبودتان، معبودي يكتاست».

 (7) عصمت پيامبران:

خداوند متعال جهت تبليغ رسالت خويش بهترين وكاملترين بندگان خودش را برگزيده است، چه از جهت تندرستي و چه از جهت اخلاق و رفتار، و آنانرا از گناهان كبيره معصوم قرار داده و از هر  گونه عيب و نقصي دور داشته است، تا اينكه وحي الهي را به امت هايشان برسانند، و به اتفاق امت آنان در تبليغ رسالت الهي معصوم هستند. چنانكه خداوند متعال مي فرمايد:

(يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ[91])  

« اي رسول، برسان آنچه را كه از (جانب) پروردگارت به سوي تو فرستاده شده است. اگر (اين كار) را نكني رسالتش را نرسانده اي و خداوند ترا از (شر) مردم حفظ مي كند».

و مي فرمايد:

( الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالاتِ اللَّهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلايَخْشَوْنَ أَحَداً إِلَّا اللَّهَ وَكَفَى بِاللَّه حَسِيباً[92])   

« (همان) كساني كه پيامهاي خدا را مي رسانند و از او مي ترسند و جز خدا از كسي نمي ترسند و خداوند (به عنوان) حسابرس بس است».

و مي فرمايد:

(ِليعْلَمَ أَنْ قَدْ أَبْلَغُوا رِسَالاتِ رَبِّهِمْ وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيْهِمْ وَأَحْصَى كُلَّ شَيْءٍ عَدَداً[93])                        

«تا معلوم بدارد كه رسالتهاي پروردگارشان را به انجام رسانده اند. و (خداوند) به آنچه كه در نزد آنان است احاطه دارد و با شمارش همه چيز را بر شمرده است».

و اگر چنانچه در غير امر تبليغ از يكي از آنان گناه    صغيره اي سر بزند خداوند آنرا بر ايشان بيان ميكند و آنان بلافاصله توبه مي كنند و به سوي پروردگارشان رجوع مي كنند، گويا اينكه چيزي نبوده است و بدينوسيله مقام و منزلتي برتر از گذشته كسب مي كنند، بنابر اين خداوند متعال به پيامبرانش علهيم السلام صفات و ويژگي هاي اخلاقي فوق العاده اي عنايت فرموده و آنانرا از هر آنچه از قدر و منزلت آنان بكاهد بدور داشته است.

  (8) تعداد پيامبران و بهترين آنان

تعداد رسولان عليهم الصلاه و السلام تا سي صد و چند نفر ثابت است. زيرا وقتي از پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم درباره تعداد آنان پرسيده شد فرمودند:

(ثلاثمائة و خمس عشره جماً و غفيراً[94])

ولي پيامبران از اين تعداد خيلي بيشترند و داستان بعضي از آنها را خداوند  متعال در كتاب عزيزش بيان فرموده است. از جمله از بيست و پنج رسول و نبي نام برده است. چنانكه           مي فرمايد:

(وَرُسُلاً قَدْ قَصَصْنَاهُمْ عَلَيْكَ مِنْ قَبْلُ وَرُسُلاً لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَيْكَ[95])                    

«و رسولاني)فرستاديم) كه پيش از اين داستان آنان را بر تو باز گفتيم و رسولاني كه حكايت آنان را بر تو باز   نگفته ايم».

و در جاي ديگر ميفرمايد:

(وَتِلْكَ حُجَّتُنَا آتَيْنَاهَا إِبْرَاهِيمَ عَلَى قَوْمِهِ نَرْفَعُ دَرَجَاتٍ  مَنْ نَشَاءُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيم وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ   وَيَعْقُوبَ كُلّاً هَدَيْنَا وَنُوحاً هَدَيْنَا مِنْ قَبْلُ وَمِنْ ذُرِّيَّتِهِ دَاوُدَ وَسُلَيْمَانَ وَأَيُّوبَ وَيُوسُفَ وَمُوسَى وَهَارُونَ وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ وَزَكَرِيَّا وَيَحْيَى وَعِيسَى وَإِلْيَاسَ كُلٌّ    مِنَ الصَّالِحِينَ وَإِسْمَاعِيلَ وَالْيَسَعَ وَيُونُسَ وَلُوطاً وَكُلّاً فَضَّلْنَا عَلَى الْعَالَمِينَ و منْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ  وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيم[96])                  

«و اين حجتِ ماست. آن را به ابراهيم بر (ضدِ) قومش داديم. هركس را بخواهيم در مراتب (و منزلت) فرا مي بريم، بي گمان پروردگارت كاردانِ داناست. و اسحاق و يعقوب را به او بخشيديم، هر يك (از آنان ) را هدايت كرديم و به نوح (نيز) پيش از اين راه نموديم. و از فرزندان او (ابراهيم ) داود و سليمان و ايوب و يوسف و موسي     و هارون (را نيز هدايت كرديم). و بدينسان به نيكوكاران پاداش مي دهيم. و (نيز) زكريا و يحيي و عيسي و الياس (را هدايت كرديم) هر يك (از آنان) از صالحان بودند.     و (نيز) اسماعيل و يسع و يونس و لوط (راهدايت كرديم) و هر يك ( از آنان ) را برجهانيانِ ( روزگارشان ) برتري داديم. و (نيز ) برخي از پدران و فرزندان و برادرانشان (راهدايت كرديم ) و آنان را برگزيديم و آنان به راه راست هدايت كرديم».

بعضي پيامبران را خداوند بر بعضي ديگر برتري داده است. چنانكه مي فرمايد:

 (وَلَقَدْ فَضَّلْنَا بَعْضَ النَّبِيِّينَ عَلَى بَعْض [97])     

 «و به راستي برخي از پيامبران را بر برخي (ديگر) برتري داده ايم».

و مي فرمايد:

(تلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ[98])           

« اينان پيامبران هستند كه، برخي از آنان را بر برخي ديگر برتري داده ايم».

بهترين پيامبران، پيامبران اولوالعزم هستند، كه عبارتند از حضرت نوح، ابراهيم، موسي، عيسي، و پيامبر گرامي مان حضرت محمد صلي الله عليه وآله وسلم لذا مي فرمايد:

 (فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُل[99])

«پس چنانكه پيامبران اولوالعزم شكيبائي ورزيدند، شكيبا باش».

و مي فرمايد:

(وَإِذْ أَخَذْنَا مِنَ النَّبِيِّينَ مِيثَاقَهُمْ وَمِنْكَ وَمِنْ نُوحٍ وَإِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَأَخَذْنَا مِنْهُمْ مِيثَاقاً غَلِيظاً[100])                 

«و چنين بود كه از پيامبران عهدشان را گرفتيم و (نيز) از تو و از نوح  و ابراهيم و موسي و عيسي بن مريم (عهدتان را) و از آنان پيماني استوار گرفتيم».

اما از ميان همه، پيامبر عزيزمان حضرت محمد صلي الله عليه وآله و سلم بهترينِ رسولان و خاتم پيامبران و امام متقيان و سرور فرزندان آدم است، بلكه امام و خطيب انبياء عليهم السلام و صاحب مقام محمود است كه همگان بدان رشك ميبرند و صاحب لواي حمد و حوض كوثر و شفيع خلائق در روز قيامت و صاحب وسيله و فضيله، كه خداوند ايشان را با بهترين شرايع دينش مبعوث فرموده است،‌ و امتش را بهترين امت قرار داده كه براي نفع مردم بيرون آورده شده، و براي ايشان و امت ايشان فضائل و محاسن زيادي را جمع فرموده كه آنانرا برگذشتگان برتري بخشيده، پس آنان به اعتبار آفرينش آخرين و به اعتبار برانگيخته شدن در روز جزا اولين امت هستند.

پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم مي فرمايند:

 ( فُضِّلْتُ عَلَى الأنْبِيَاءِ بِسِتِّ[101])

« با شش چيز بر ديگر پيامبران برتري يافتم».

و در جاي ديگري مي فرمايند:

(أنا سَيِّد وَلَد آدَم يَوم القِيَامَة وبِيَدي لِوَاء الحمد ولافَخْرَ  وَ مَا مِنْ نَبِي وَ يَوْمَئِذٍ آدم فمن سواء إلا تحت لوائي يوم القيامة[102] )

« در روز قيامت من سردار همه فرزندان آدم هستم و در دست من لواي حمد است ولي فخر نيست، در روز قيامت هيچ پيامبري نيست مگر اينكه در زير پرچم من است اعم از آدم و ديگر پيامبران».

بعد از رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم بهترين پيامبر حضرت ابراهيم عليه السلام است كه خليل الرحمن يعني دوست خالص خدا شناخته شده است. طبيعي است كه اين دو پيامبر و دو دوست خالص خدا بهترين پيامبران اولوالعزم و سپس سه پيامبر ديگر (نوح، موسي و عيسي) بهترين پيامبران عليهم السلام مي باشند.

 (9) معجزات انبياء عليهم السلام:

خداوند متعال پيامبرانش را با معجزات بزرگ و آشكاري تأئيد فرموده تا اينكه حجت و برهان آنان باشند مانند قرآن كريم، شق القمر، تبديل شدن عصا به اژدها، و آفريدن پرنده از گل و غيره.

پس معجزه خارق العاده دليل قاطع به صدق نبوت است و كرامت دليل بر صدق كسي است كه صداقت نبوت را باور داشته است. خداوند متعال مي فرمايد:

(لقدأَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ[103])    

«به راستي رسولانمان را با دلايل روشن فرستاديم».

و پيامبر گرامي مان حضرت محمد صلي الله عليه وآله وسلم مي فرمايند:

(ما مِن نَبِي مِنَ الانْبِيَاءِ إِلا و قَد أُوتِيَ مِنَ الايات مَا آمَن عَلَي مثله البشر و انما كان الذي أوتيته وَحْياً أَوحاه إليّ فَأَرْجُو أَنْ أَكُونَ أَكْثَرُهُمْ تَابِعاً يَوْمَ القِيَامَة[104])

«هيچ پيامبري نيست مگر اينكه به او معجزه (يا معجزاتي) داده شده كه انسانها بوسيله آن و امثال آن ايمان مي آورند، و معجزه اي كه به من داده شده وحي است كه بر من فرود آمده است (يعني قرآن كريم ) اميدوارم كه از همه پيامبران پيروان بيشتري داشته باشم».           

(10)  ايمان به نبوت پيامبرمان صلي الله عليه وآله وسلم

ايمان و باور به نبوت حضرتش صلي الله عليه وآله وسلم اصل بزرگي از اصول ايمان است، كه ايمان جز با اين اصل تحقق نمي يابد، لذا خداوند متعال مي فرمايد:

(وَمَنْ لَمْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ فَإِنَّا أَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ سَعِيراً[105])      

«و هر كس به خدا و رسول او ايمان نياورد، بداند كه ما براي كافران آتش (دوزخ) را آماده ساخته ايم».

و رسول گرامي صلي الله عليه وآله وسلم مي فرمايند:

(أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ النَّاسَ حَتَّي يَّشْهَدوا أَنْ لااله إِلا الله وإِني رسولُ الله[106])

« مأمور شده ام كه با مردم بجنگم تا اينكه گواهي دهند كه معبود بر حقي جز خداي يگانه نيست و من فرستاده خدايم».

ايمان به رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم جز با چند امور متحقق نمي شود از جمله:

اول: شناخت پيامبرمان صلي الله عليه وآله وسلم؛ ايشان محمد بن عبدالله بن عبدالمطلب بن هاشم، و هاشم از قريش و قريش از عرب، و عرب از نسل حضرت اسماعيل بن ابراهيم خليل عليهما و علي نبينا أفضل الصلاة و ازكي التسليم است. ايشان شصت و سه سال عمر نمودند كه چهل سال قبل از نبوت و بيست سه سال رسول و پيامبر بودند.

دوم: تصديق ايشان در آنچه خبر داده، و اطاعت از ايشان در هر آنچه كه امر فرموده، و اجتناب و دوري از هر آنچه نهي فرموده اند، و اينكه جز  به روشي كه ايشان مشروع فرموده اند خداوند پرستيده نشود.

 سوم: اعتقاد به اينكه ايشان، به عنوان رسول و پيامبر به سوي همة انسانها و جنيان فرستاده شده اند، پس هيچ احدي جز تبعيت و پيروي از ايشان چاره اي ندارد، لذا خداوند متعال مي فرمايد:

(قلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعا [107])

«بگو اي مردم، من فرستادة خداوند به سوي همة شما هستم».

چهارم: ايمان به رسالت ايشان،‌ و اينكه ايشان بهترين و آخرين پيامبران است، چنانكه خداوند متعال مي فرمايد:

(وَلَكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّين[108])      

«بلكه رسول خدا و خاتم انبياء است».

و اينكه ايشان خليل خداوند، و سردار تمام بشريت و صاحب شفاعت عظمي هستند، كه مخصوص به “الوسيله” بالاترين درجات بهشت است، ايشان صاحب حوض كوثر و امت ايشان بهترين امت است، چنانكه خداوند متعال مي فرمايد:

(كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاس [109])

«شما بهترين امتي هستيد كه براي مردم پديد آورده شده است».

كما اينكه امت ايشان بيشترين تعداد بهشتيان را تشكيل خواهند داد، و اينكه رسالت ايشان ناسخ تمام رسالتهاي گذشته است.

پنجم: اينكه خداوند ايشان را با بزرگترين و جاودانه ترين معجزه كه قرآن كريم وكلام الهي محفوظ از هر گونه تغيير و تبديل است، تائيد و حمايت فرموده است. چنانكه مي فرمايد:

(قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْأِنْسُ وَالْجِنُّ عَلَى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هَذَا الْقرآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً[110])     

«بگو اگر انس و جن گرد آيند بر آنكه مانند اين قرآن آورند، هرگز نمي توانند مانندش آورند و اگر چه برخي از آنان ياور برخي(ديگر) باشند».

و مي فرمايد:

(إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُو ن [111])      

«بي گمان ما قرآن را فرو فرستاده ايم و به راستي ما نگهبان آن هستيم».

ششم: ايمان به اينكه رسول گرامي صلي الله عليه وآله وسلم رسالتشان را تبليغ كردند و امانت را ادا نمودند، و امت را نصيحت كردند، هيچ خير و خوبي نبود،‌ مگر اينكه امت را به آن ترغيب و راهنمايي فرموده و هيچ شر و بدي  نبود، مگر اينكه امت را از آن بر حذر داشته است. چنانكه خداوند متعال مي فرمايد:

(لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُوفٌ رَحِيمٌ[112])      «بي گمان رسولي از خودتان به سوي شما آمد، رنجتان  بر او دشوار، بر شما حريص (و) به مومنان رؤوفِ مهربان است».

و خود رسول گرامي صلي الله عليه وآله وسلم مي فرمايند:

( مَا مِنْ نَبِي بَعَثَهُ الله فِي أُمَّة قَبْلِي إِلا كَانَ حَقّا عَلَيه أَن   يَدُلَّ أُمته عَلَي خَير مَا يَعْلَمه لهم ويحذر أُمَّته مِنْ شَرّ مايَعْلَمْهُ لهم [113])

«هيچ پيامبري نبوده كه خداوند او را قبل از من در ميان امتي مبعوث كند مگر اينكه مأمور و مكلف بوده است به اينكه امتش را به هر خير و نيكي اي كه مي دانسته راهنمايي نموده و از هر شر و بدي كه مي دانسته بر حذر بدارد».

هفتم: محبت ايشان صلي الله عليه وآله وسلم تا حدي كه محبت ايشان را بر محبت تمامي مخلوقات و حتي بر محبت خودش ترجيح دهد. پس محبت و تعظيم و احترام، و شخصيت  قائل شدن و اطاعت كردن ايشان از حقوقي است كه خداوند متعال در كتاب عزيزش بر ما واجب كرده است، زيرا محبت ايشان جزو محبت خدا و اطاعت از ايشان اطاعت از خداست. چنانكه خداوند متعال       مي فرمايد:

(قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيم[114])       

«بگو: اگر خدا را دوست مي داريد از من پيروي كنيد تا خدا شما را دوست بدارد و گناهان شما را برايتان بيامرزد  و خداوند آمرزندة مهربان است».

و حضرتش صلي الله عليه و آله و مي فرمايد:

(لايُؤْمِنُ أَحَدُكُمْ حَتَّي أَكُونَ أَحَبُّ إلَيهِ مِنْ وَلدِهِ وَ وَالِدِهِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِين[115])

«هيچيك از شما نمي تواند مؤمن كامل باشد تا زماني كه من در نزد او از فرزند و پدرش وساير انسانها محبوبتر نباشم».

هشتم: به كثرت بر حضرتش صلي الله عليه وآله وسلم درود و سلام فرستادن،‌ زيرا بخيل كسي است كه اسم مبارك ايشان در نزدش برده شود و برايشان درود نفرستد. خداوند متعال مي فرمايد:

(إِنَّ اللَّهَ وَمَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيماً ا)[116]          

«بي گمان خداوند و فرشتگانش بر پيامبر درود مي فرستند. اي مومنان (شما نيز) بر او درود  بفرستيد و چنانكه بايد سلام بگوييد».

و حضرتش صلي الله عليه وآله وسلم مي فرمايند:

(مَنْ صَلَّي عَلَيَّ وَاحِدَةً صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ بهَا عَشْراً [117])

« كسي كه يكبار بر من درود بفرستد خداوند متعال در مقابل ده مرتبه بر او درود مي فرستد».

در چند جا بر ايشان درود و سلام فرستادن بسيار مهم و مؤكد است؛ از جمله در تشهد نماز، در قنوت، در نماز جنازه، در خطبة جمعه، بعد از اذان، هنگام  ورود و خروج از مسجد، هنگام دعا، ‌هنگاميكه نام مبارك ايشان برده شود و غيره.

نهم: اينكه پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم در نزد پروردگارشان زنده اند، زندگي برزخيي كه  از  زندگي شهدا بهتر و كامل تر است، ولي مانند زندگيشان در روي زمين نيست؛ اين زندگي مخصوصي است كه چگونگي آنرا ما نمي دانيم، ولي با اين وجود نمي توان آنها را مرده ناميد. چنانكه حضرتش صلي الله عليه وآله وسلم          مي فرمايند:

(إِنَّ اللهَ حَرَّمَ عَلَي الأرْضِ أَنْ تَأْكُلَ أَجْسَادَ الأَنْبِيَاء[118])

« خداوند بر زمين حرام گردانيده است كه جسد پيامبران را بخورد».

همچنين مي فرمايند:

(مَامِنْ مُسْلِمٍ يُسَلِّمُ عَلَيَّ إِلا رَدَّ اللهُ عَلَيَّ رُوْحِي كَي أَرُدَّ عَلَيْهِ السَّلام[119])

«هيچ مسلماني نيست كه بر من سلام كند مگر اينكه خداوند روحم را به من باز مي گرداند تا اينكه سلام او را جواب دهم».

دهم: اينكه در حيات حضرتش صلي الله عليه وآله وسلم و همچنين در كنار قبر ايشان هنگام سلام دادن كسي صداي خودش را بلند نكند كه اين نيز جزو احترام ايشان است. چنانكه خداوند متعال مي فرمايد:

(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَلا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمَالُكُمْ وَ أَنْتُمْ لا تَشْعُرُونَ[120])

«اي مؤمنان، صداي خود را بلندتر از صداي پيامبر مكنيد ـ و مانند سخن گفتن با همديگر ـ با او بلند سخن مگوييد. كه مبادا ـ در حالي كه شما نمي دانيد ـ اعمالتان از بين برود».

احترام ايشان پس از وفات عين احترام در حيات ايشان صلي الله عليه وآله وسلم است. چنانكه نمونه هاي اول و الگوهاي بي نظير مكتب ايشان رضوان الله عليهم اجمعين عمل كردند، چه آنان از نظر اطاعت و پيروي نزديك ترين مردم به ايشان بوده، و از هرگونه مخالفت با ايشان و بدعت گذاري در دين بشدت گريزان بودند.

يازدهم: با همة اصحاب و اهل بيت و همسران ايشان دوستي و محبت داشتن و از هر گونه كينه و حسد و كدورت،‌ و دشنام و جسارت و اهانت نسبت به آنان پرهيز كردن، زيرا خداوند از آنان راضي شده و آنان را براي صحبت و ياري پيامبرش صلي الله عليه وآله وسلم برگزيده است،‌ و دوستي و موالاتشان را بر اين امت واجب گردانيده است. خداوند متعال مي فرمايد:

(وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْه[121])

« و پيشروان نخستين از مهاجران و انصار وكساني كه به نيكوكاري از آنان پيروي كردند، خداوند از آنان خشنود شد و (آنان نيز) از او خشنود شدند».

حضرتش صلي الله عليه وآله وسلم مي فرمايند:

(لا تَسُبُّوا أَصْحَابِي فَوالَّذي نَفْسِي بِيَدِهِ لَوْ اَنْفَقَ أَحَدُكُمْ مِثْلَ أُحُد ذَهَباً مَا بَلَغَ مُدَّ أَحَدهم وَلا نَصِيفَه[122])

« صحابه مرا دشنام ندهيد، قسم به ذاتي كه جانم در قبضة اوست اگر يكي از شما به اندازة كوه احد طلا انفاق كند ثوابش به اندازه يك « مُدّ » (پُري دو كف دست) و حتي نصف مُدّ آنها نخواهد رسيد».

براي كساني كه بعد از ايشان مي آيند مستحب است كه براي آنان طلب آمرزش كنند و از خداوند بخواهند كه در دلهايشان نسبت به آن الگوهاي ايماني و صداقت هيچگونه حسد و كينه اي نداشته باشند. چنانكه خداوند متعال مي فرمايد:

(وَالَّذِينَ جَاءُوا مِنْ بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْأِيمَانِ وَلا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلّاً لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَؤُوفٌ رَحِيمٌ[123])

«و (نيز) آنان راست كه پس از اينان آمدند (انصار) ميگويند: پروردگارا! ما را و آن برادرا نمان را كه  در ايمان آوردن از ما پيشي گرفتند بيامرز. و در دلهاي ما هيچ كينه اي در حق كساني كه ايمان آورده اند، قرار مده. پروردگارا! تويي كه بخشندة مهرباني».

دوازدهم: پرهيز و اجتناب از غلو و افراط درباره حضرتش صلي الله عليه وآله وسلم زيرا كه اين بيشترين وسيله آزار و اذيت حضرتش صلي الله عليه وآله وسلم است، زيرا كه آن حضرت صلي الله عليه وآله وسلم امتشان را از غلو و افراط و مداحي بيش از اندازه منع فرموده، مقام و منزلتي كه خداوند براي ايشان عنايت فرموده كه بيشتر از آن مخصوص پروردگار عزوجل است. لذا ايشان صلي الله عليه وآله وسلم مي فرمايند:

(إِنَّمَا أَنَا عَبْدٌ فَقُولُوا عَبْدُالله وَ رَسُوله، ‌لا أُحِبُّ أَنْ تَرْفَعُوِني فَوْقَ مَرْتَبَتِي[124])

«جز اين نيست كه من يك بنده هستم،‌ پس بگوئيد بنده و فرستادة خدا، دوست ندارم كه مرا از منزلت خودم بالاتر ببريد».

همچنين مي فرمايند:

( لا تَطْروني كَمَا اطرت النَّصاري ابن مريم[125])

« مرا بيش از حد ستايش نكنيد، چنانكه مسيحيان عيسي بن مريم عليه السلام را ستايش كردند».

            بنابر اين خواندن حضرتش در دعاء و استغاثه و مدد خواستن از ايشان و طواف كردن به دور قبر شريف ايشان، و نذر    و ذبح كردن به نام ايشان، همه اينها نادرست بوده و شرك به الله محسوب مي شود، زيرا خداوند انجام هر گونه عبادتي را جز براي خودش منع فرموده است.

كما اينكه در مقابل، تفريط و بي توجهي نسبت به حضرتش صلي الله عليه وآله وسلم نادرست است. پس بي احترامي نسبت به ايشان صلي الله عليه وآله وسلم كه از روي بغض و كينه با ايشان باشد، يا جسارت و بي ادبي به مقام والاي ايشان، يا از شأن ايشان كاستن و تمسخر نسبت به ايشان روا داشتن، ارتداد     و كفر و خروج از اسلام به شمار مي آيد. چنانكه خداوند متعال    مي فرمايد:

(قُلْ أَبِاللّهِ وَآيَاتِهِ وَرَسُولِهِ كُنتُمْ تَسْتَهْزِؤُونَ،لا تَعْتَذِرُوا قَدْ كَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمَانِكُم [126])

«بگو: آيا به خدا و آيات او و رسولش ريشخند مي كرديد؟ عذر نياوريد، به راستي كه پس از ايمانتان كفر پيشه كرديد».          

 پس محبت صادقانه نسبت به پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم اين است كه بر كمال اقتداء و پيروي از سنت ايشان و ترك آنچه كه با راه و روش ايشان مخالف است دلالت دارد و صدق مي كند،‌ چنانكه خداوند متعال مي فرمايد:

(قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيم  [127])        

« بگو اگر خداوند را دوست مي داريد،‌ از من پيروي كنيد، تا خدا شما را دوست بدارد و گناهان شما را برايتان بيامرزد و خداوند آمرزندة مهربان است».

پس واجب است كه نسبت به تعظيم و احترام و بيان شأن و منزلت والاي ايشان از هر گونه افراط وتفريط بپرهيزيم و صفات الوهيت را كه ويژة پروردگار است به ايشان نسبت ندهيم، ‌و به هيچ عنوان از قدر و منزلت ايشان نكاهيم. اين همان احترام و محبتي است كه نشانه اتباع و پيروي از سنت و شريعت ايشان، و حركت در مسير هدايت و اقتداي صادقانه به حضرتش صلي الله عليه وآله وسلم است.

سيزدهم: ايمان به پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم جز با تصديق و باور به ايشان و عمل به شريعت ايشان متحقق نمي شود،‌ همين است معني انقياد وتسليم براي ايشان، پس اطاعت ايشان اطاعت خدا و معصيت ايشان معصيت خدا است و ايمان به ايشان فقط با تصديق و پيروي از ايشان صلي الله عليه وآله وسلم تحقق مي يابد.

 

نوشته شده توسط(AHLE-SONNAT.COM) کانون تبلیغات مسجدالنبی در ساعت 4:59 بعد از ظهر | لينک ثابت |
 
business articles